مأنوس به اندیشیدن:‌ فاطمه ناظریان

این صفحه، زبان اندیشه‌ی من است!

به مناسبت اکران عمومی فیلم سینمایی غریب در نوروز 1402

723 کلمه = 3 دقیقه و 37 ثانیه

غریب؛ به کارگردانی محمدحسین لطیفی و نویسندگی حامد عنقا، یک روایت شریف از زندگی شهیدِ بزرگوار محمد بروجردی عزیز در کردستان است که می ­توان گفت تقریبا به­ شکل قابل قبولی به همه زوایای شخصیتی او می­ پردازد. در اولین سکانس­ ها او را همراه خانواده قاب می­ گیرد و در ادامه در میدان جنگ اطلاعاتی، جنگ چریکی و حتی جنگ داخلی، نقش آفرینی او را به نمایش در می­ آورد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه ناظریان

برای مدافعان امنیت، برای همان ها که در صف حق ایستادند.

1131 کلمه = 5 دقیقه و 39 ثانیه

بسم الله العزیز ذوالقوه المتعال

نلمه ای برای مدافعان امنیت کشور، همان ها که در صف حق ایستاده اند.

شهریور ماه 1401 بود، کوچه و خیابان هایمان خالی بودند. البته آن موقع خالی بودنش را حس نمیکردیم. گروه گروه جمع شدیم برای سفر. همان سفری که دوسال از آن محروم بودیم و مجبور به صبر بر این محرومیت. داشتیم جزو راهیان اربعین میشدیم. رفتیم حرم و برگشتیم. دیدیم رنگ خیابان ها عوض شده و انگار پر شده. پر از حضور پر از وجود. البته حضورشان متعدد و وافر بود ولی در نهایت همگی یکی بودند برای یک هدف. و آنچه ما میدیدیم، دست خدا بود که در شهر خبردار ایستاده بود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه ناظریان

دره‌ی زمان (تاریون)؛ آهنگِ آب‌های دلداده‌ی پلور

909کلمه = 4 دقیقه و 30 ثانیه

 نماز صبح را سر وقت خواندیم وهوا هنوزهم تاریک بود که راه افتادیم.

در یکی از کنار گذرهای اتوبان امام علی (ع) وعده کرده بودیم.

وسط مسیر یک توقف داشتیم همان موقع ها بود که میشِ سفیدِ روز داشت از پوستینِ گرگِ سیاهِ شب در می آمد.

کم کم داشت صبح میشد؛

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه ناظریان

دشت جانستون؛ دشتی که هم جان ستاند هم جان داد

۱۴۲۱ کلمه = ۷ دقیقه و ۶ ثانیه

اولین بار اینگونه اسمش را خواندم، جانِسْتُون.

شبیه اسم‌های فرنگی بود، وقتی در وجود بلندش افتادم، فهمیدم‌ جان‌سِتان بوده که به لهجه‌محلی می‌خواندند: جان‌سِتون!

یک دشت بزرگ و پهناور، شبیه دشت کارتونهای دهه هفتاد، شبیه دشتی که حنا آنرا مزرعه میخواند؛ یا شبیه کوه های آلپ؛ زیباتر، خلوت تر، خودمانی تر، بکر تر.

بکرِ محض.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه ناظریان